حسن بن نوح القمري البخاري
40
كتاب التنوير (فارسى)
[ بختيشوع پسر جورجيس ] تا اينكه در زمان خليفه هارون الرشيد بختيشوع پسر جورجيس كه از فضلا و استادان بزرگ جنديشاپور بود به بغداد احضار گرديد ، در آن هنگام جورجيس درگذشته بود و پسرش بختيشوع در جاى پدر عهدهدار مقام رياست مدرسه و بيمارستان جنديشاپور بوده است . بارى بختيشوع را اجبارا به بغداد آوردند ، و همينكه او بر خليفه وارد شد به دو زبان پارسى و عربى سخن گفت ، اما زبان عربى را بلهجهء خوزستان ادا مىكرد خليفه از سخن گفتن بختيشوع به عربى و بلهجهء خوزستانى بسى بخنديد ، آنگاه هارون روى به يحيى برمكى كرده و گفت تو زبان ما مىباشى با بختيشوع سخن گوى ، يحيى با او بپارسى گفتگو مىكرد و براى هارون به عربى ترجمه مىكرد . براى انتصاب بختيشوع بمقام « پزشك خاص دربار خلافت » بدستور يحيى برمكى هيئتى از بزرگان دربار و امراى نامدار بغداد تشكيل گرديد مانند : ابو قريش - كه از پيرمردان و شيوخ دربار آل عباس بود ، او صاحب نفوذ ، و در دربار صاحب احترام بوده است ، و از طبابت عاميانه نيز بىاطلاع نبوده است - و عيسى پسر شهلافا - پزشك خاص برمكيان - داود سرافيون ، پسر جيس - از استادان مدرسه جنديشاپور - عبد الله طيفورى ( تاجپور ) ، و خود يحيى برمكى ، و چند تن ديگر ، اين هيئت در حضور خليفه هارون الرشيد جلسهء ترتيب داده ، و دربارهء انتخاب و انتصاب بختيشوع بگفتگو پرداخت ، سرانجام باتفاق آراء وى را براى تصدى اين مقام برگزيدند . و بدستور خليفه فرمان منصب ( پزشك خاص خليفه ، و رئيس جمع پزشكان كشور امپراطورى اسلامى آل عباس ) بنام بختيشوع صادر گرديد . [ جبرئيل بن بختيشوع ] و پس از مرگ بختيشوع پسرش جبرئيل بن بختيشوع در اين مقام عالى برقرار گرديد . و در زمان جبرئيل جنبش فرهنگى اسلامى آغاز گرديده بود و به همت و كوشش او نخست كتابهاى شانزدهگانهء جالينوس و سپس ديگر آثار طبى يونانى به زبان اسلامى ترجمه و نقل گرديد ، و چنان كه پيشتر اشاره رفت طب اسلامى بنياد نهاده شد .